شيخ ذبيح الله محلاتى

188

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مادرش گفت پدر تو مرد شايسته‌اى بود و مال فراوان داشت و خرج مىكرد در راه خدا و بضعيفان و اهل مسكنت و ارباب حاجت بسيار مىداد چون پدرت از دنيا رفت من نيز چنين مىكردم و مال به زودى تمام شد پس گفت اى مادر سببش آنست كه پدرم چون مال خود را انفاق مىكرد در مقابل حق‌تعالى به او ثواب مىداد و تو مال غير را انفاق كردى علاوه بر اينكه ثواب ندارى مستحق عقاب گرديدى در آنچه كردى گفت اى فرزند راست گفتى گمان ندارم كه تو بر من تنگ بگيرى و مرا حلال نكنى پسر گفت ترا حلال كردم آيا چيزى دارى كه من آن را سرمايه كنم و از فضل خدا چيزى طلب كنم شايد گشايشى در احوال من پديد آيد مادرش گفت صد درهم دارم پسر گفت اگر خدا خواهد كه بركت دهد در چيزى مىدهد هرچند آن مال كم باشد پس آن صد درهم را گرفت و به قصد طلب روزى از خدا بيرون آمد در بين راه عبورش افتاد بمرد خوشروئى كه آثار صلاح و نيكى از او ظاهر بود مرده بود و بر سر راه افتاده آن پسر چون او را به آن حال بديد با خود گفت كه كدام تجارت بهتر است از اينكه اين مرد صالح را بردارم و بشويم و غسل بدهم و كفن بكنم و بر او نماز بگذارم و او را دفن كنم پس چنان كرد و هشتاد درهم در تجهيز او خرج كرد و بيست درهم در دست او ماند پس باز روانه شد و به قصد طلب فضل و روزى و نعمت خداى متعال طى طريق مىنمود بناگاه به مردى رسيد و آن مرد از او پرسيد كه بكجا مىروى اى بندهء خدا گفت مىروم كه طلب كنم فضل و روزى و نعمت پروردگار خود را گفت چه مبلغ سرمايه بهمراه دارى گفت بيست درهم آن مرد گفت بيست درهم چه نفع مىبخشد ترا در آن مقصدى كه تو در نظر دارى آن جوان گفت كه اگر خدا خواهد چيزى را بركت دهد مىدهد هرچند اندك باشد گفت راست گفتى اگر من ترا راهنمائى كنم مرا شريك خود مىگردانى كه هر